صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
85
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
آرى تجدد وحى پس از هر حادثه ، قلب پيامبر را بيشتر تقويت مىكرد و شدت عنايت خداوند را در حق او مىرساند و وسيلهاى براى اين بود كه فرشتهء وحى زياد بر او نازل گردد و پيامبر با اين فرشته و حقيقت رسالت كه از خدا بر او وارد شده بود دائما تجديد عهد كند . پيامبر از اين تكرر وحى آنچنان سرورى پيدا مىكرد كه وصف آن در كلام نمىگنجد و به اين جهت وى در ماه رمضان كه جبرئيل را زياد ملاقات مىكرد ، با نشاطترين حالات را داشت 16 . گر چه قرآن با بيان سرگذشتهائى كه پيامبران با اقوام خود داشتند و با تكرار آن به صورتها و سبكهاى مختلف و متنوع ، نيروى تخيل اعراب را بر ميانگيخت و آنان به شنيدن اين سرگذشتها سخت علاقمند مىشدند و هر چه اين مطالب بيشتر تكرار مىشد شيرينى آن نيز در ذائقهء آنها بيشتر مىگشت ، ولى در بسيارى از موارد غرض اصلى از اين تكرارها جز تثبيت و تحكيم قلب پيامبر و قلب مؤمنان چيز ديگرى نبود . قرآن ، خود اين غرض را چنين بيان كرده : وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ ( هود : 120 ) ما از همه اخبار پيامبران براى تو بيان ميكنيم تا قلب ترا با آن قوى و استوار گردانيم . با بيان سرگذشتهاى رسولان و تكيه روى هر فراز خاص آن و نشان دادن ابعاد متنوع آن ، قلب پيامبر محكم مىشد و خاطر او در برابر آزار و اذيتى كه از قومش مىديد ، تسلى پيدا مىكرد ، معلوم ميشد كه آزار ديدن و تكذيب شدن ، ابتلاء همهء پيامبران بوده و از اين نظر وى هيچ وضعيت استثنائى ندارد . قرآن ميفرمايد : . . . الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ